close
تبلیغات در اینترنت
کاروند
مجموعه مقالات استاد احمد کسروی
 
گفتار های پر بازدید
 
گفتار های بختامدی
سیروس ، کامبیز - کوروش ، کمبوجیا

کوروش نام پادشاه نخستین از خاندان هخامنشیان است که دوهزار و چهارصد سال و اندی پیش فرمانروایی داشته اند. این پادشاه پاکدل و نیکوکار بوده و چنانکه نگاشته اند با زیردستان، پدرانه رفتار مینموده و در شهر هایی که می گشاده از کشتار و تاراج دست نگاه می داشته و چون پس از گشادن شهر بابل جهودان را که در آن شهر اسیر کرده بودند، آزاد کرده و روانه فلسطین گردانید، نام نیک او در تورات و دیگر کتابهای جهودان بازمانده است.

اما در نزد ایرانیان اگرچه تاریخ هخامنشیان از میان رفته و این نام نیز فراموش شده بود ولی پس از خواندن نوشته های سنگی بیستون و همدان و تخت جمشید که تاریخ آن خاندان زنده گردید، نام این پادشاه نیکوکار را نیز در آن نوشته ها بسیار می یابیم. اما بر زبان ایرانیان نامی از آن پادشاه نمانده مگر بر روی دو رود شمال و جنوب ایران.

شرح این سخن آنکه در زمان هخامنشیان دو رود بزرگ یکی در شمال (در قفقاز) و دیگری در جنوب (در فارس) به نام آن پادشاه (کوروش) خوانده می شد که کم کم آن نام را سبک کرده و "کورو" گفته اند. رود جنوبی تا زمان اسلام همین نام را می داشته که مولفان تازی "کر" ساخته اند و سپس در زمان عضدالدوله نام آن "بندامیر" گردیده است اما رود شمالی که از میان تفلیس میگذرد هنوز هم "کور" خوانده می شود.

پس شکل نخستین و دیرین واژه "کوروش" بوده چنانکه در تورات و نوشته های سنگی است و شکل کنون آن هم "کور" است چنانکه در رود تفلیس است. ولی یونانیان که این واژه را برگرفته اند شین آن را سین کرده کوروس (cyros) خوانده اند. از آنجایی که "او" یونانی "ای" فرانسوی و "ک" یونانی "س" فرانسوی است، از روی شباهت الفبا، کوروس بونانی به سیروس فوانسوی بدل شده و مترجمان بی سواد و بی خبر از همه جا همان کلمه ی تحریف یافته ی فرانسوی را به پارسی در آورده و در کتاب ها و روزنامه ها مشهور ساخته اند و از این رو است که امروز حتی برخی پسران خود را سیروس نامیده اند!

اما "کامبیز" نامی نادرست و برابر  پارسی درست آن هم چنانکه در نوشته های سنگی است"کمبوجیا" یا "کمبوجیه" است. آن نیز به یونانی رفته و از آنجا به فرانسه افتاده و به دست ترجمه کنندگان به این شکل نادرست به ایران آمده است.

استاد احمد کسروی - ماهنامه ی پیمان - سال یکم - شماره ی دوم - آذرماه 1312

شمار بازدید از این گفتار: 20
فرهشت های پیوسته: غلط های تازه ,
|
برتری گفتار : 5
|
شمار ستاره دهندگان : 2
|
گردایش برتری ها : 10


سیت - سکز ، سگ

در زمان هخامنشیان و پیش از ایشان مردمی به نام "سکز" یا "سکث" در پیرامون ایران می زیسته اند. این مردم بسیار انبوه بوده و بیشتر به تاراج و تاخت و تاز می پرداخته اند. چنانکه داستان تاخت های ایشان در آسیا و اروپا در کتاب های باستان معروف است و آنچه ما می دانیم ایشان هم دسته ای از آریانژادان بوده اند.

در هر حال نام ایشان "سگز" یا "سگث" بوده و این نام است که در لاتین و یونانی scythe شده اما در زبان ایرانیان، داریوش در نوشته های خود آنان را "سَگَ" یا "سگا" می نامد. از آنجا که دسته ای از آن مردم در زمانهای دیرتر در سیستان نشیمن گرفته اند، آن زمین به نام ایشان "سگستان" یا "سجستان" خوانده شده که سپس کاف یا جیم تبدیل به یاء شده و "سَیِستان" گردیده و ما امروز به تحریف سیستان میخوانیم. همچنین در کتاب های پیشین می یابیم که اهالی سیستان را "سگزی" می نامیده اند و از اینجا هم می دانیم که شکل دیگر نام نیز تا قرنهای درازی از میان نرفته و معروف بوده است.در هر حال نام آن مردم "سگ" یا "سگز" است.

اما از سوی دیگر در زبان فرانسه بسیاری از حروف یونانی را تغییر می دهند و واژه ی یونانی نیز به زبان ایشان "سیت" خوانده می شود. ترجمه کنندگان بی سواد، این نام محرف فرانسوی را در نوشته ها و کتاب های خود معمول ساخته اند و کسانی می پندارند که آن مردم جز این نام را نداشته و گروهی از ترکان بوده اند.

استاد احمد کسروی - ماهنامه ی پیمان - سال یکم - شماره ی یکم - آذرماه 1312

شمار بازدید از این گفتار: 12
فرهشت های پیوسته: غلط های تازه ,
|
برتری گفتار : 5
|
شمار ستاره دهندگان : 2
|
گردایش برتری ها : 10