close
تبلیغات در اینترنت
کاروند
مجموعه مقالات استاد احمد کسروی
 
گفتار های پر بازدید
 
گفتار های بختامدی
اسلامبول، استانبول، استنبول
شمار بازدید از این گفتار: 11
فرهشت های پیوسته: زبانشناسی-واژه شناسی , چند واژه ,
|
برتری گفتار : 0
|
شمار ستاره دهندگان : 0
|
گردایش برتری ها : 0


پاسخ یا پادسخن

واژه پاسخ پارسی، اصل آن "پادسخن" بوده چنانکه در زبان ارمنی هنوز به آن شکل درست باستان خود به کار می رود که "بادسخان" می گویند.

"پاد" گاهی به معنی سزا و برابر می آید. چنانکه در واژه ی پاداش که اصل آن در پهلوی "پاد دهش" است که به معنی سزا دادن باشد و در واژه ی "پادزهر" که به معنی برابر زهر یا ضد زهر است. "پادسخن" هم به معنی "برابر سخن" است که کم کم واژه ی "پاسخ" گردیده.

در کتابهای پهلوی از جمله در کارنامه ی اردشیر همه جا آن را "پسخن" یا "پاسخن" آورده اند و این واژه است که بسیاری پهلویدانان اروپایی به غلط "پاسخو" یا "پسخو" می خوانند.

 

استاد احمد کسروی - ماهنامه ی پیمان - سال یکم - شماره ی نهم - فروردین ماه 1313

شمار بازدید از این گفتار: 13
فرهشت های پیوسته: چند واژه ,
|
برتری گفتار : 5
|
شمار ستاره دهندگان : 2
|
گردایش برتری ها : 10


دگمه و تکمه

هر دو واژه ترکی و هر دو به یک معنی در پارسی به کار رفته ولی در لفظ تفاوتهایی با هم دارند. و آنگاه از روی معنی اصلی که هر یکی از ریشه ی جداگانه ای می آید جای به کار بردن هر یکی نیز جداست. لیکن از فرهنگها پیداست که کسانی این فرقها را در نیافته و دو واژه را در آمیخته اند.

دگمه با پیش دال با کاف پارسی از ریشه "دگون" (گره) و "دگنماق" (گره انداختن) می آید و به آن گویی گفته می شود که با گره انداختن درست کرده باشند.

"تکمه" با زیر تاء با کاف عربی از ریشه "تکماق" (دوختن) می آید و گویی را می گویند که از سنگ گرانبها یا از فلز یا از شیشه درست کرده و به جامه دوخته باشند.

در این شعر مناسبت معنی منظور است که می گوید:

ترانه تکمه ی لعل است بر لباس حریر / شده ست قطره ی خون منت گریبانگیر

دیگری می گوید:

عجب مدار تو از کهنگی جامه ی شاه / که بسته است همه تکمه های او بر ماه

 

استاد احمد کسروی - ماهنامه ی پیمان - سال یکم - شماره ی هشتم - اسفند ماه 1312

شمار بازدید از این گفتار: 12
فرهشت های پیوسته: چند واژه ,
|
برتری گفتار : 5
|
شمار ستاره دهندگان : 2
|
گردایش برتری ها : 10


اصفهان یا اسپهان

شهر معروف ایران که امروز "اصفهان" می نویسیم این واژه شکل عربی نام آن شهر است.

در کتابهای پهلوی آن را "سپاهان" نوشته اند و موسی خورنی "آسباهان" می نامد.

آنچه ما دانسته ایم "سپاهان" در کتابهای پهلوی، که سپس به زبان شاعران نیز افتاده، شکل درست واژه نیست بلکه به علتی -که اینجا جای یاد کردن آن نیست- چنین واژه ای را پدید آورده اند.

اگر شکل درست پارسی واژه را خواسته باشیم "اسبهان" با زیر الف یا زبر آن است.

 

استاد احمد کسروی - ماهنامه ی پیمان - سال یکم - شماره ی پنجم - بهمن ماه 1312

شمار بازدید از این گفتار: 13
فرهشت های پیوسته: چند واژه ,
|
برتری گفتار : 5
|
شمار ستاره دهندگان : 2
|
گردایش برتری ها : 10